الشيخ أبو الفتوح الرازي

424

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّه ( 1 ) ، پس از اين اقرار ، به شرك و انباز گرفتن با خداى كافر شدند . حسن بصرى گفت : كفروا ، كافر شدند به آيتى كه فرود آمد ، ثمّ ازدادوا كفرا بنزول ( 2 ) آية كفروا بها عند نزولها . قطرب گفت ( 3 ) : زيادت كفر ايشان آن بود كه گفتند ، ما توقّف كنيم تا اين ( 4 ) محمّد بميرد ، ما دين او خراب كنيم ، چنان كه خداى تعالى از ايشان ( 5 ) باز گفت ( 6 ) : نَتَرَبَّصُ ( 7 ) بِه رَيْبَ الْمَنُونِ ( 8 ) . كلبي گفت : آيت در آن يازده مرد آمد كه با حارث بن سويد مرتد شدند ، چون حارث پشيمان شد باز آمد . ايشان باز نيامدند ، گفتند : ما چندان كه خواهيم به مكّه باشيم بر كفر . چون خواهيم كه به ( 9 ) ايمان شويم ، در شأن ما نيز آيت آيد ، چنان كه در شأن حارث آمد . چون رسول - عليه السلام - مكّه بگشاد ، بهرى از ايشان با اسلام آمدند ، و بعضى ( 10 ) بر كفر اصرار كردند ، اين آيت در باب آنان است كه بر كفر بمردند ، كفروا بعد ايمانهم ، اى اسلامهم . ثمّ ازدادوا كفرا بعد فتح مكّة و رجوع اصحابهم الى الاسلام و اصرارهم على الكفر اذ ( 11 ) ماتوا عليه ، * ( لَنْ تُقْبَلَ ) * ، چون بر كفر چندان مقام و اصرار كنند كه بميرند ( 12 ) توبه ايشان قبول نكنند ، و اين آيت دليل است بر آن كه در قيامت قبول توبه نباشد ، براى آن كه محال است كه با منافع حاضر بهشت و عقاب عاجل دوزخ ملجأ نشوند ، و اگر از اين دو يكى بودى هم ملجىء ( 13 ) بودى ، فكيف كه در هر دو به يك جاى مجتمع باشد ( 14 ) ، اعني معاجلة الثّواب و العقاب ، چون ملجأ شوند توبه كنند ( 15 ) ، چون توبه كنند بايد قبول باشد اگر تكليف باقى باشد ، پس نفي قبول توبه نفي تكليف باشد ، براى آن كه با الجاء ثبات تكليف محال باشد [ 440 - پ ] .

--> ( 1 ) . سوره زخرف ( 43 ) آيه 87 . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر كلّ . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر * ( ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً ) * . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : از او . ( 6 ) . دب : خبر داد . ( 7 ) . مج ، وز ، يتربّص ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 8 ) . سوره طور ( 52 ) آيه 30 . ( 9 ) . دب : با . ( 10 ) . مب ، مر همچنان . ( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اذا . ( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بمردند . ( 13 ) . مب ، مر : ملتجى . ( 14 ) . مب ، مر : باشند . ( 15 ) . مب ، مر و .